رضا قليخان هدايت

1481

مجمع الفصحاء ( فارسي )

من قصائده اى باغ روح‌پرور اى قصر جانفزا * اى عرش قدس يزدان اى كاخ كبريا فيضى ز درگه تو و تسنيم در بهشت * عكسى ز قبهء تو و خورشيد در سما از گلشنت نسيمى و ارواح را طرب * از گلبنت شميمى و اجسام را بقا خاك تو روح‌پرور و آب تو روح‌بخش * باد تو مشك‌بيز و نسيم تو مشك‌سا خشمش چو خصم بندد صد فوج و يك نهيب * طبعش چو جود گيرد صد ملك و يك عطا بيرون ز ظل جاهش نگشوده است دهر * نه جبههء صباحى و نه طره مسا افزون ز درك رأيش ناديده است و هم * نه صورت صوابى و نه چهرهء خطا در مدح شاهنشاه گيتىپناه ابو المظفر سلطان محمد شاه قاجار همايون جشن نوروز دلارا * مبارك باد بر فرزند دارا به روى و راى چون ماه است و خورشيد * به دست و طبع چون ابر است و دريا مبارك‌پيكرى بىمثل و مانند * همايون‌گوهرى بىشبه و همتا شمارد از ضمير اختران راز * گذارد بر سرير آسمان پا چو فيض روح در كيهان مربى * چو نور عقل از نقصان مبرا و له ايضا آفتابى و آفتاب مراد * آسمانى و آسمان وفا نشر عدلت جهان نايبه‌خيز * سير كلكت سپهر را تبه‌زا همه محكوم امر و نهى تواند * گوش بر حكم و هوش بر آنها پيشكاران پيشگاه قدر * كاردانان كارگاه قضا ويحك آن موقف مقدس چيست * با ارم جفت و با حرم يكتا